تا
خاطره ام با ماندنم لگدمال نشود![]()
اما نیا
تا من همیشه چشم به راهت بمانم
مگر نمی دانی که من عادت کرده ام به چشم دوختن به این جاده .................
گفتی محبت کن برو،باشه خداحافظ ولی، رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم!!!!
لک الحمد یا ذالمجد و الجود و العلی تبارکت تعطی من تشا و تمنع
ملكا ما را از دام هوی رهائی ده ، و به راه هدی رهنمائی كن . همه به
غفلت خفته ایم و به حیرت آشفته ، به كرامت مددی فرست ، به عنایت نظری
فرمای كه كاری از دست رفته داریم و پائی در گل فرومانده . مدت
عمرعزیزمنقضی شد ، فرصت وقت شریف مغتنم نیامد . نه بضاعت طاعتی در
كف می بینم ، نه توفیق عبادتی درخود ، جهانی گناه آورده ایم و در تو پناه " امَّن
یُجیبُ المُضطـَرَ اذا دَعاهُ وَ یَكشفُ السوء " و سپاس و ستایش تو را در خور است
كه مشت خاك را جان پاك دادی و گوهر دل در پیكر تن نهادی و خرد را در عالم
جان مالك امر و فرمان كردی و دانش را در مـُلك خرد مطاع و مبسوط الید
داشتی ، پس مایه توانائی مرتب نمودی كه پنجه ی دانش قوی كند و احكام خرد به
امضاء رساند تا حدود حواس و قوا از هجوم هوس و هوی محفوظ ماند و خانه ی
دل از تعرض بیگانه محروس ، سُبحانـَكَ رَب البیت تـَبارَكتَ وَ تعالـَیت و هر یكی
از این ها بر ما نعمتی است و مارا از تو منتی كه شكر آن در بیان نگنجد و شرح
آن از زبان نیاید . یارب ! چنانكه نعمت روان كردی ، مكنت توانائی كرامت
فرمای كه شكر نعمت گزاریم و باب رحمت ها گشائیم ، الهی و ربی و سیدی !
همه را چشم امید به درگاه تو باز است و دست نیاز به رحمت تو دراز. ما بندگان
عاصی كه، بر لوح معاصی خط عذری نكشیدیم . اگر چه هر چه ناكردنی بود
كردیم و هرگز بر جرم خویش عذری پیش نیاوردیم ، ولی تا نقش " لاتقنطوا "
حرز قلوب داریم و عین یقین به " ان الله یغفرالذنوب " اگراطباق آفاق به كبائر
زلات انباشته سازیم و جرائد ایام به جرائم آثام بنگاشته ، شاید ، كه به افزونی
لطف تو از انبوه جرم خود باك نداریم . از تو فضل و مكرمت زیبد و از ما عجز و
مسكنت .
از عبد ذلیل جز خطا نیاید و بر رب جلیل جز عطا نشاید . عبادت بندگان عذر و
پوزش است و خاصه خداوندان عفو و بخشش . باران عفو بار بر این كشت. سال
هاست تا بر امید قطره باران نشسته ایم.
وقتي گريه مي کني آروم مي شي؟! چون اشکهاي سردت قبل از اينکه از مجراي چشم سرازير بشه يه سري به قلبت مي زنه . بعد قلبت که خيلي داغه حرارتشو مي ده به اشکات و اشکات گرم مي شن. اونوقت اشکات هم سرما شو نو مي دن تؤقلبت.
اينجوريه که اشکات گرم مي شن و قلبت سرد